تبلیغات
سپهر نیلگون - دفترچه خاطرات/ من و ناسا(قسمت آخر)
 
درباره وبلاگ


گروه سپهر نیلگون فعالیت خود را از تاریخ 24 اسفند 1384 در حوزه ی اینترنت آغاز كرد. وبگاه این گروه در سال های 85 و 86 در جشنواره برترین وبگاه های نجومی-فضائی ایران كه از سوی سازمان فضایی ایران برگزار شد جزو 10 وبگاه برگزیده ی ایران قرار گرفت. وبلاگ سپهر نیلگون در سال 88 جزو وبلاگ های منتخب و برجسته ی سرویس میهن بلاگ قرار گرفت.
سپهر نیلگون پس از گذشت 5 سال فعالیت مستمر در حوزه ی نت و آمار های بازدید قابل توجه ماهانه و سالانه و با توجه به پتانسیل موجود در میان اعضای این گروه اقدام به برگزاری "جشنواره ی برترین وبگاه های نجومی پارسی زبان" گرفت كه این پروژه در تاریخ دوم دی ماه 1389 در نیشابور برگزار شد و توسط سازمانهایی چون كمیسیون ملی یونسكو در ایران،ماهنامه ی نجوم و مركز مطالعات و پژوهش های فلكی-نجومی و پژوهش سرای دانش آموزی نیشابور مورد حمایت قرار گرفت

مدیر وبلاگ : مدیر


نظرسنجی
وب سایت سپهر نیلگون در کدام قسمت کم و کاستی دارد؟ (امکان انتخاب چند گزینه می باشد)







تماس با ما
نام شما:
آدرس ایمیل:
موضوع پیام:
متن پیام:
آن زمان موضوع یافتن آب روی کره ماه جنجال زیادی برپا کرده بود. این یک موفقیت بزرگ برای ناسا محسوب میشد تا از رقیب قدرتمندش روسیه پیشی بگیرد. البته روسی ها به هیچ وجه این موضوع را قبول نمیکردند و میگفتند که همچین چیزی امکان ندارد.
خلاصه قرار شد هیئتی متشکل از چند فضانورد آمریکایی و روسی برای بار دوم به ماه سفر کنند تا شواهد وجود آب بررسی شود. میخواستند دوباره مرا به عنوان مدیر بخش تعمیرات با خودشان ببرند که اینبار خودم را به سرماخوردگی زدم و یک نفر را به عنوان جایگزین خودم فرستادم.
در مدت چند روزی که آپولو در فضا بود من هم مرخصی گرفتم و در خانه استراحت میکردم..... که بعد از سه روز وقتی که برای خرید روزنامه به دکه سر کوچه مان رفتم؛ چشمم به "فایننشال تایمز" افتاد که تیتر بزرگی زده بود:
"چه کسی پپسی را در چاله انداخت؟!"
زیرش هم عکس قوطی پپسی ای را که من به ماه برده بودم، انداخته بود که به علت یخ زدگی ترکیده بود.
تازه فهمیدم که چه گندی زده ام! نشانه هایی که نیل و همکارانش از آب پیدا کرده بودند؛ همان قوطی پپسی من بود که ترکیده بود و در دستگاههای آنها نشان از وجود آب میداد!!
صفحه دوم فاینشنال تایمز عکس دانشمندان روسی را زده بود که در حال خندیدن و مسخره کردن ناسا بودند!
میدانستم که دیر یا زود میفهمند که این کار من بوده، پس وسایلم را جمع کردم و تا میتوانستم از نیویورک دور شدم!
بعد از آن قضیه در روزنامه خواندم که آرمسترانگ به خاطر آن شکست بزرگ ناسا سکته زده بود و بقیه دانشمندان هم به شدت دچار افسردگی شده بودند.
بقیه زندگی من در روستای کوچکی نزدیک لس آنجلس گذشت و البته باز هم با شغل شریف پرستاری، اما اینبار از فردی که قطع نخاع شده بود و حتی دو انگشتش هم کار نمیکرد! -صد رحمت به استیفن-

و این بود خاطرات من از ناسا.




نوع مطلب : شوخی با ستاره شناسی!، 
برچسب ها :

 
تاریخ: 1389/02/28 :: نویسنده : میلاد حقیقی






Powered by WebGozar

فاز كنونی ماه
لكه های خورشید
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :